۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه

وزرای زن یا نماینده زنان؟

با این انتخاب وزرا یه چیزی برام واضح شد و اون اینه که احمدی نژاد فهمید ه میزان محبوبیتش بین زنها چقدر بوده و با این سه وزیر پیشنهادی خواسته یه کم اوضاع و به نفع خودش تغییر بده.
حضور زنها تو ماجراهای بعد از انتخابات و اینکه تو صف اول تمام این اتفاقات هستند باعث شده حضرات یه کم به حقوق حقه زنها توجه کنند و وزیر زن توی کابینه بذارن(اون هم سه تا) اما این اون چیزیه که زنها به خاطرش نه فقط در این مدت که سالهاست برای آن تلاش می کنند؟
من به عنوان یه زن حقوق برابر با مردها می خوام و اصلا هم این سه زن رو که بیشتر به فکر حقوق مردها هستند را نشانه ترقی و پیشرفت در کشورم نمی دانم.با سابقه درخشانی که حداقل از فاطمه آجرلو می دانم مطمئنم که او از هیچ کاری برای تفکیک جنسیت کوتاهی نمی کند .
صرف حضور زن به صورت فیزیکی خبر خوشی نیست ترویج تفکر ضد مردسالارانه مهمه که می تونه هم توسط مردها اجرا بشه و هم توسط زنها این مربوط به جنسیت نیست بلکه رابطه مستقیمی با ایدئولوژی و فهم آدمها داره

۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

بگذارید کار دولت شروع شود........


بذارید مراسم تحلیف برگزار شود ،دولت کارش را شروع کند،یقه شان را می گیریم و و سرشان را می چسبانیم به سقف.
احمدی نژاد این جمله ها را دیروز توی مشهد گفته اگه کسی احمدی نژآد را نشناسه با شنیدن این جمله ها فکر می کنه که او یکی از ......این شهر است که چنین بی ادبانه حرف می زند و هیچ مرزی برای ایراد جمله هایش ندارد. این فرد جمله های مشابه این پیش از این زیاد گفته بود اما این مستقیم ترین تهدید او در این چند سال است.
خیلی جالب است در جمهوری زندگی می کنیم که به محض کوچکترین اعتراضی نه معترض که منافق و حتی مفسد خوانده می شویم این یعنی اقایان معتقدند در ایران هیچ مخالف متفکر و متشخص وجود ندارد و همگی ما جملگی از الوات هستیم و در سرزمین اسلامی زندگی می کنیم که دست آورد آن پس از سی سال چنین حرفها و چنین دادگاه ها و چنین دروغها و تقلب ها است.اسلامی که هر روز جایگاه خود را در بین نسل جوان از دست می دهد و کسی اصلا نگران این مسئله نیست چون نگرانی اصلی افرادی چون احمدی نژاد قدرت است به هر وسیله حتی ویرانی مذهب که سالها و قرنها در این خاک ریشه دوانده است.
با دیدن اون دادگاه مسخره گریه ام گرفت برای همه نه از سر ضعف .به خاطر دلسوزی.آقای ابطحی را قبل چند بار دیده بودم وو از نزدیک برخورد داشتم رفتار و حرفهای او و تغییر چهره و ظاهرش بیشتر ناراحتم کرد و اون خنده همیشگی که حالا دیگر نبود.
اگر این دادگاه چسباندن سر به سقف نیست پس چطور احمدی نژاد می خواد سر خیلی ها را به سقف بچسباند آن هم سقف مورد نظر او که از بقیه سقف ها بلند تر است. بدتر از بی آبرو کردن مردم چیزی هم هست ؟
چرا یک نفر دارد همه چیز را نابود می کند و کاری از دست کسی ساخته نیست؟

۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

این نیز بگذرد

شنبه که ظاهرا به خیر گذشت.خیلی بهتر از روز 30 تیر بود.صدای فریاد مردم خیابون رو گرفته بود و چون توی دید و وسط خیابون بود نتونستن کار زیادی بکنند امروز هم مسجد بلاله.........
اون شعار ای شاه خائن قبل از انقلاب که یادتون هست دیروز با یه کم دستکاری می خوندنش!
برای همه هر جای دنیا که برای انسانیت و آزادی تلاش می کنن آرزوی پیروزی دارم.

۱۳۸۸ تیر ۲۸, یکشنبه

زنانی که با گرگها می دوند


حیات وحش و زن وحشی هر دو گونه هایی در حال انقراض اند زن امروزی امیزه ای مبهم از کار و فعالیت است او تحت این فشار است که همه چیز و همه کس باشد .گرگهای سالم وزنان سالم ویژگی های مشابهی دارند نظیرهوشیاری ،سرزندگی ،بازیگوشی و توانایی های عظیمی برای ایثار.
گرگها وزنها ذاتا اجتماعی و کنجکاو هستند واز ظرفیت تحمل و قدرت بالایی برخوردارهستند.آنها قوه درک و شم قوی دارند و به شدت به همسر ،فرزند و خانواده شان علاقه مندند .تجربهی فراوانی در تطبیق دادن خود با وضعیت دائما متغییر زندگی دارند و بسیار وفادار ،قابل اعتماد و شجاع اند.
اینها قسمتهایی ازمقدمه کتاب "زنانی که با گرگها می دوند" نوشته کلاریسا پینکولااستس است که زحت ترجه اش را سیمین موحد کشیده.
کتاب جالبی است اسم کتاب اونقدر به نظرم عجیب و سوال انگیز بود که بدون اینکه نویسنده را بشناسم کتاب رو خریدم بعد که شروع به خوندش کردم بیشتر مجذوب کتاب شد کتاب شامل افسانه ها قصه هایی در باره کهن الگوی زن وحشی است .
نویسنده ابتدابه بازگویی قصه ها وافسانه یی می پردازد که شخصیت اصلی آنها زنهاهستند بعد آخرهرقصه شخصیت زنهای داستان،موقعیت اجتماعی و جایگاه جغرافیایی اش را مورد بررسی قرارمی دهدو با دیدی روانکاوانه داستان را تجزیه وتحلیل می کندبه صورتی بدیع رابطه مردان قصه با زنان را واکاوی می کند ودر تمام بخشهای کتاب سعی دارد وجود زنی دیگر با طبیعتی وحشی درون هر زن را نه تنها به مردها بلکه به همه زنها نیزیادآور شود.
خیلی از قصه هایی که توی کتاب نوشته شده را همه ما قبلا شنیدیم اما این بار با دیدی جدید و از زاویه ای متفاوت قصه ها را حس می کنیم.

فکر می کنم آنتراک خوبی باشه تو این حال و هوای کسل کننده!

۱۳۸۸ تیر ۲۷, شنبه

انتظار ما از هاشمی

انتظار افرادی مثل من از هاشمی دور از صحبتهای دیروز او بود که پس از نمازجمعه یک کم امیدوارم کرد. فکر می کردم هاشمی با نرمی طرف خامنه ای را بگیرد و فقط مردم را به آرامش و فرو اوردن سر جلوی قانون دعوت کند و مخالف حظور حداقل میرحسین در نمازجمعه و نماز خواندن پشت سر هاشمی بودم.اما وقتی صحبتهای او را شنیدم از اینکه تهران نبودم افسوس خوردم .
هاشمی توانست روز جمعه قسمت قابل توجهی از اعتماد از دست رفته خود را بدست بیاورد و خود را به مردم و قشر متوسط جامعه نزدیک کند و اعتاد دارم روز جمعه فصل جدیدی از زندگی سیاسی هاشمی است.
نوشته مسیح هم در این مورد جالب است.
اگر این رفتن به نمازجمعه ادامه داشته باشه می تونه بهانه و فرصت خوبی برای فریاد زدن باشه.باید هر چه در انحصار گروهی است را از دست انها دراورد چه نمازجمعه چه بسیج و چه دین و مذهب

۱۳۸۸ تیر ۱۷, چهارشنبه

سبز خواهم شد

دست هایم را در باغچه می کارم

سبز خواهم شد ،می دانم

فردا دوباره سکوت تهران و ایران را می شکنیم

می دانم دوباره سبز خواهیم شد

۱۳۸۸ تیر ۸, دوشنبه

دنيا جاي عجيبي است اينجا هركس شليك كند خودش كشته مي شود


اين روزها دل و دماغ هيچ كاري نيست حتي غذا خوردن . نمي دونم اين دوهفته چي خوردم !نه كتاب نه ديدن دوستام نه روزنامه نه نت هيچي سرگرم و خوشحالم نمي كنه ديگه حتي حوصله خريد كردن هم ندارم.كلي متن براي ترجمه كردن دارم كه همشون يه گوشه جمع شدن و بهم نگاه مي كنم.اصلا دلم نمي خواد متنهايي كه از وزارتخونه گرفتمو ترجمه كنم دلم مي خواد بزنمشون
يه چيزو مي دونم من سبزم و سبز مي مونم نه براي اين روزها و نه فقط براي مير حسين كه براي دلم و خودم و اين ايران خانم كه دلم براش مي سوزه كه چطور يه روز خوش نديده كه چرا عادتش دادن كه تشنگي اش با خون برطرف بشه كاش اين خونها اين گريه و دلتنگي ها خستمون نكنه
حالا ديگه براي آرزوهاي كوچيك زنده ام براي آرامش براي راستي براي جيغ زدن بي دردسر و زندگي بدون سانسور كه اين آخري بدجوري زجرم ميده.
براي تمام اونهايي كه اين روزها معلوم نيست كجان صبر مي طلبم و براي اونهايي كه ما رو نفهميدن يا خودشونو به نفهمي زدن انسانيت آرزو مي كنم